تبليغاتX
ترجمه ديالوگ 

تو این پست قراره مکالمه های فیلم های آمریكایی البته این بار با ترجمه فارسی! بذارم.امیدوارم مقبول افتد.

 

1- He woke up on the wrong side of the bed today

1- او  امروز سر حال نیست.


 

 

2- I don’t want to be a burdon to you.

2- نمی‌خواهم باعث زحمت شما بشوم (سربار شما بشوم).


 

3- She has shouldered a heavy load because of her expensive family problems.

3- او بخاطر مشکلات سنگین خانوادگی زحمات زیادی را متحمل شده است. (بار زیادی را بر دوش کشیده است). 


 

4- I don’t have anything to do in return.

4-  من نمی‌توانم محبت شما را جبران کنم (در ازای محبت تان کاری برایتان انجام دهم). 


 

5- Why do you make such a big deal out of this?

5- چرا مسئله را اینقدر بزرگش می‌کنی؟


 

6- We are dealing with a random killer.

 -6 ما با قاتلی طرفیم که بدون نقشه ای مشخص دست به جنایت می‌زند. 


 

7- OK You have got a deal.

7- باشه موافقم , قبول دارم. 


 

8- I have got the deal of life-time for you.

8- بهترین معامله (فرصت ) زندگیتو می‌خواهم بهت پیشنهاد کنم. 


 

9- I am flattered

9- این لطف شماست (شرمنده می‌فرمائید).

توضیح:

وقتی فردی از شما تعریف می‌کند و نکات مثبتی را به شما نسبت می‌دهد می‌توانید از این جمله استفاده کنید و از او تشکر کنید حال به دو مثال دیگر که جنبه منفی دارند توجه کنید:

He is not easily flattered.

او کسی نیست که به با تعریف و تمجید (چاپلوسی) باهاش کنار اومد.

Don’t flatter me.

تعریف الكی (چاپلوسی) از من نکن.


 

10- They take it for granted.

آنها خیلی متوقّع شدند (از کار انجام شده قدر دانی نمی‌کنند).

لغات:

Take somebody/something for granted: to expect that someone or something will always be there when you need them and never think how important or useful they are: متوقع شدن عدم توجه و یا قدردانی از کسی یا چیزی  


 

11- That was unlike you.

11- آن ( مسئله مورد نظر) از شما بعید بود (آن عملتان دور از انتظار بود) 


 

12- I know what you are going through.

۱۲- شما را درك می‌كنم ( اصطلاحاً می‌دانم چه می‌كشید.)


13- He was found guilty of the charge.

13- او گناهكار شناخته شد.

توضیح:

كلمة “charge به معنی جرم به كار رفته بدین مفهوم كه او نسبت به جرمی كه متهم شده بود گناهكار شناخته شد. 


 

14- We’ve talked a lot about it. Let’s just drop it.

14- خیلی در این رابطه حرف زدیم بیا دیگه بس كنیم.

 


 

15- I was set up.

15- به من كلك زدند.

لغات:

Set somebody up: informal to trick someone in order to achieve what you want, especially to make it appear that they have done something wrong or illegal كلك زدن گول زدن 


 

16- He isn’t guilty; He was framed.

16- اون گناهكار نیست براش پاپوش دوخته شده است. 


 

17- A: He made a complaint.

      B: Who gives a shit?

17- A: او شكایت كرده

      B: كی اهمیت میده؟

توضیح :

بجای جمله غیر رسمی و غیر ادبی عبارت B میتوان از عبارت مؤدبانه تر “Who cares  استفاده كرد. 


 

18- I am sure deep down your father loves you so much.

18- من یكجورائی مطمئنم كه پدرت تو را خیلی دوست دارد.

لغات:

Deep down: if you know or feel something deep down, you secretly know or feel it even though you do not admit it  یك جورائی از قضیه با خبر بودن  


 

19- You don’t have guts to hear the truth.

19-  شهامت شنیدن حقیقت را نداری ( جیگرش را نداری) 


 

20- Cut the crap.

20- دست از این حرفهای الكی بردار.(این شر و ور ها را تموم كن). 


 

21- You scared the shit out of me.

21- از ترس مردم. 


 

22- It must cost a fortune.

22- خیلی باید گران قیمت باشد. (خیلی باید ارزش داشته باشد). 


 

23- It is no use trying to talk to him, his mind is made up.

23- صحبت كردن با او  دیگه فایده‌ای نداره اون تصمیمش را گرفته. 


 

24- No, I didn’t like it one bit.

24- اصلا خوشم نیامد (یك ذره هم دوست نداشتم). 


 

25- I am working on it, I’ll get it done.

25- دارم روش كار می كنم. دارم تمومش می كنم. 


 

26- This is way over my head.

26- این دیگه از عقل من خارج است (عقلم دیگه قد نمیده). 


 

27- Are you nuts?

27- خل شدی؟ 


 

28- I should remind you that you are under oath.

28- باید به شما یادآوری كنم كه شما قسم خورده اید. 


 

29- You better hush.

تو بهتره ساكت باشی.

توضیح:

معمولا از طرف والدین به بچه ها با حالت اخطار گفته می‌شود. 


 

30- There was an argument and one of them blew the other away.

30- یك جر و بحثی بود و یكی از اونها او یكی را كشت (با اسلحه گرم).


31- You want to put me down in front of my friend.

31- می خواهی من را در جلوی دوستانم خراب کنی (کنف کنی).


32- We are working on the basis of "First come, First served".

۳۲- ما در اینجا بر اساس نوبت کار می‌کنیم( هر کس زودتر بیاید زودتر به کارش رسیدگی می‌شود)


33- You are overreacting.

۳۳- شما بی جهت دارید عکس العمل شدید نشان می‌دهید. ( بی جهت خود را ناراحت می‌کنید).


34- You picked on the wrong guy.

۳۴- دست روی بد کسی گذاشتی. (دست روی آدم بدی گذاشتی).


35- I am fixing to go.

۳۵- دارم آماده میشم که برم.


36- Don't bite my head off.

۳۶- کلمو نکن (نکش ما رو منظوری نداشتم).

توضیح:

این عبارت معمولا به حالت مزاح بین دوستان مطرح می‌شود که با این لحن او را دعوت به آرامش می‌کنید.


37- Put 2 and 2 together, and you can figure it out.

37- حساب دو دو تا چهار تا است دیگه خودت می‌تونی ازش سر در بیاری.


38- Hear me out first.

38- اول گوش کن ببین چی میگم.


39- Let's be pragmatic; 5 million means nothing on a grand scheme.

۳۹- بیا واقع بین باشیم پنج میلیون در رابطه با چنین مسئله بزرگی ارزشی نداره.


40- There is no need to get personal.

۴۰- وجهی نداره به خودت بگیری. (ناراحت بشی)


41- Don't worry we'll work it out somehow.

۴۱- نگران نباش. یک جوری حلش می کنیم.


42- His name is Jack. He's a pain in the neck.

۴۲- اسمش جکه (واقعاً) مایه درد سره


43- Sorry, I didn't quite catch that.

۴۳- ببخشید دقیقا متوجه نشدم چی گفتید.


44- I'm sorry but, I have some work to catch up on.

۴۴- ببخشید باید برم به کارم برسم( کار عقب افتاده دارم باید برم انجام بدم).

لغات:

Catch up on some thing: to do what needs to be done because you have not been able to do it until now به کارهای عقب افتاده رسیدن


45- A: May I make a suggestion?

      B: by all means.

۴۵- A: میتونم یک پیشنهادی کنم؟

      B: خواهش می‌کنم (حتما بفرمائید).


46- I'll tell you as soon as I catch my breath.

۴۶- اجازه بده نفسی تازه کنم الان بهت میگم.( به محض اینکه نفسم سر جایش بیاد بهت میگم).


47- (He, she, it) caught my eye.

اون چشمم را گرفت. (ازش خوشم اومد).


48- I know what you are up to.

۴۸- می‌دونم چه کار میخواهی بکنی.


49- If you need me, I'll be chained to my desk.

۴۹- اگر کاری با من داشتی من همین جا پشت میزم هستم. (چسبیدم به میزم).


50- Excuse the mess.

۵۰- ببخشید که اینجا بهم ریخته است.

 

 

|+|
نوشته شده توسط محسن گرامی نژاد (msn) در جمعه بیستم بهمن 1385 و ساعت 10:31